تبلیغات
Congress 60 ☆ - گفت و گو با استاد امین ''دیدبان جهان بینی کنگره ۶۰''

نور چراغی باشیم که قدری دورتر را روشن می نماید ...

گفت و گو با استاد امین ''دیدبان جهان بینی کنگره ۶۰''

نویسنده :Ahmad Kazemi
تاریخ:دوشنبه 14 اسفند 1396-09:00 ب.ظ

سپاس خداوند متعال را که به ما توفیق این فرصت ارزشمند را عنایت فرمودند تا به مناسبت گرامیداشت هفته دیده‌بان در مورخ ۹۶/۱۲/۹ افتخار مصاحبت با بزرگان نصیبمان شود تا که به‌پای سخنان گوهربارشان گوش جان بسپاریم.

دیده‌بان محترم و استاد بزرگوار جهان‌بینی جناب آقای امین دژاکام؛ بدین‌وسیله مراتب تبریک و گرامیداشت هفتهٔ دیده‌بان و هم‌چنین سپاس خالصانهٔ گروه هم‌سفران نمایندگی آکادمی را بابت تلاش و زحمات ارزشمند و صادقانه جنابعالی درزمینهٔ پیشبرد اهداف والا و ارزشمند کنگره 60 تقدیم می‌داریم.

تأثیر حضور بزرگانی چون شما در جایگاه استاد جهان‌بینی و دیده‌بانی و ... در راستای دستیابی به اهداف عالیهٔ کنگره و ارتقای کیفیت و امنیتِ اعضای پرافتخار کنگره و توسعهٔ پایدار متدِ الگویی و ابداعیِ پدر بزرگوارتان بنیان‌گذار محترم کنگره 60 جناب آقای مهندس حسین دژاکام؛ یعنی متد درمانی DST قابل‌تحسین و افتخار است. از درگاه ایزد منان دوام عزت و سلامت و تداوم حضور و پایداری برای شما بزرگ‌مرد شریف را از صمیم قلب مسئلت داریم.

 
لطف می‌کنید ضمن معرفی خود، خلاصه‌ای از زندگی شخصی و تحصیلی خودتان را برای ما بیان بفرمایید؟

سلام دوستان امین هستم یک مسافر.



زندگی من هم مثل همهٔ آدم‌ها. من در دبیرستان رشتهٔ ریاضی خواندم و کنکور دادم و وارد دانشگاه شدم. دانشگاه آزاد واحد جنوب، مهندسی مکانیک، یک‌ترم درس خواندم و بعد مرخصی گرفتم، دوباره درس خواندم و امتحان دادم، وارد رشتهٔ فیزیک و دانشگاه علمی صنعتی شدم و بعد از این‌که درسم کمی طول کشید و تمام شد، آنجا سال هشتادودو فارغ‌التحصیل شدم. چند سال بعد دوباره کنکور دادم و چندین بار کنکور دادم تا بالاخره سال هشتادونه قبول شدم. فوق‌لیسانس رشته فیزیک در دانشگاه خواجه نصیری تحصیل کردم، سال نودویک فارغ‌التحصیل شدم.

 
معمولاً اوقات فراغت خود را چگونه می‌گذرانید؟

بیشتر و یکی از علایق من مثل خانواده، فیلم دیدن است و فیلم نگاه می‌کنیم، روی کارهای ناقص و نیمه‌تمام که وجود دارد کار می‌کنم، رویِ فعالیت‌هایی که یک‌وقت‌هایی نصفه‌کاره مانده کار می‌کنم، وقت‌هایی ساز می‌زنم و یک وقت‌هایی آشپزی می‌کنم.

 
لطفاً در مورد مقالات علمی، انتشار یافته و ابداعات انجام شده توسط خودتان توضیح فرمایید؟

من مقاله علمی که به‌صورت رسمی ثبت‌شده باشد ندارم. کارهایی که انجام داده‌ام بیشتر جهان‌بینی بوده به‌صورت مکتوب که یک‌بخشی از آن همان مطالبی بوده که در جزوه جهان‌بینی یک و دو است و یکسری از آن‌هم هنوز منتشرنشده است.

تحقیقاتی که من انجام داده‌ام مربوط به دوران سن پانزده شانزده‌سالگی تا بیست و چهار پنج سالگی من می‌باشند. چون تقریباً سیزده چهارده سال است که این جزوات بیرون آمده و بعد مطالب دیگر هم در قالب سی‌دی می‌باشند. درواقع نتیجهٔ آن تحقیقات و کاوش‌ها در قالب سی‌دی‌هایی که صحبت کرده‌ام مطرح شده‌اند. به یاری و خواست خداوند کارهایی هست که در آینده ارائه خواهم داد.

 
در جایگاه یکی از اعضای محترم دیده‌بانی، چه دغدغه‌ای در رابطه با اعضای کنگره دارید؟

وظیفه‌ای که دیده‌بان دارد این است ببیند آیا در چه قسمت‌هایی از کنگره مشکلی هست یا نیازی دارد. اگر در عملکرد باشد بررسی می‌کنند که آیا می‌شود عملکرد را بهتر کرد و این‌که آیا درجایی نقص قانونی و کم‌وکاست وجود دارد و از این قبیل کارها.

ما چیزی به‌عنوان توقع مطرح نمی‌کنیم ولی چیزی که وجود دارد این است که سعی می‌شود کارهایی انجام بشود که اعضای کنگره یک محیط امن و خوبی داشته باشند، برای این‌که بتوانند رشد کنند و درگیر حاشیه نشوند و قوانین بتواند به‌خوبی انجام شود. بیشتر دغدغه‌ای دیده‌بان‌ها این است که کنگره خوب کار کند و اگر اشکالاتی دارد در قالب قوانین جدید برطرف شود. سعی می‌کنند قوانینی که وجود دارد به شکل مطلوبی اجرا شود



به نظر شما اعضای کنگره چطور می‌توانند از تجربیات شما و اساتید پیشکسوت در جهت پیشبرد اهداف کنگره استفاده کنند؟

اعضا در کنگره این قضیه را کجا پیدا می‌کنند و چطور می‌توانند استفاده کنند؟ هر یک بر اساس نقشی که انتخاب کرده و بازی که می‌کنند می‌توانند این قضیه را پیدا کنند.

مثلاً وقتی مشارکت می‌کنند و در یک سری از فعالیت‌ها خدمت می‌کنند، با یکسری افراد خودبه‌خود ارتباط برقرار می‌شود. وقتی می‌خواهد یک سری کارها را انجام بدهد.

مثلاً افراد در کنگره می‌خواهند درجایی یک همایشی انجام دهند و به یک جایی وارد می‌شوند و دیده‌بانی آنجا کارها را به عهده می‌گیرد و انجام می‌دهد و یکسری می‌آیند و حضور پیدا می‌کنند. همین حضور است که باعث می‌شود در کنار یکسری افراد قرار بگیرد.

مثلاً من وقتی فقط کار خودم را انجام بدهم یا خانه باشم یا فقط یک ساعت خاصی بیایم و بروم و دیگر به هیچ‌چیز کاری نداشته باشم، طبیعتاً از یکسری ارتباطات و اتفاقات محروم می‌شوم.

پس مهم‌ترین موضوعی که در قسمت آموزش در کنگره برای ما وجود دارد حضور داشتن است. فقط کافی است باشیم، وقتی‌که باشیم خیلی از اتفاقات می‌افتد و با یکسری افراد خودبه‌خود ارتباط برقرار می‌شود و آنجا هست که من باید در کنار شخصی باشم که از او چیزی یاد بگیرم و آن اتفاق می‌افتد به‌شرط این‌که حرف گوش کنم.

خاطره‌ای دارم که به این موضوع مرتبط است. یادم است که دانشگاه بودم و یک درسی را بلد نبودم و یکی از دوستانم که در درسش وارد بود که هر کجا هست خداوند حفظش کند، فکر کنم حالا استاد دانشگاه زنجان باشد. گفت امین بیا ما می‌خواهیم مسئله حل کنیم و فردایش امتحان داشتیم. با خود گفتم من الان بروم پیش این‌ها وقتم را تلف کنم چه چیزی گیر من می‌آید؟ در یک روز که کاری نمی‌شود کرد و نرفتم. آن‌ها دو نفر بودند و من حضور پیدا نکردم و گفتم خودم بخوانم بهتر است.

فردا امتحان دادیم، من هفت و نیم شدم و آن‌ها در همان شب کلی مسئله حل کرده بودند. حالا مثلاً ده بیست‌تا مسئله حل کرده بودند و دوتا از چهارتا مسئله در امتحان آمده بود و یکی از آن‌ها دوازده شد و دیگری چهارده ونیم پانزده شد. با همان مسئله‌هایی که باهم حل کرده بودند این اتفاق افتاد. درصورتی‌که من اگر در آنجا حضور پیدا می‌کردم و فقط حضور، نمره من سیزده چهارده می‌شد و درس را به‌راحتی می‌گذراندم.

 
یکی از بهترین اساتید خودتان را نام ببرید که الگوی خوبی برای شما بودند یا هستند؟ (در کنگره یا خارج از کنگره(

بستگی دارد که موضوع چه باشد؟ مثلاً افرادی که در کنگره هستند و خدمت می‌کنند؛ مثل گُل‌هایی می‌مانند که هریک عطر و بوی خاص خودشان را دارند. در بعضی از مسائل هر کدامشان یک تبحرهایی دارند. در یک یا چند موضوع هست که در آن تبحر و استادی دارد. من از همهٔ افرادی که با آن‌ها در ارتباط هستم تا آنجایی که عقلم برسد و بتوانم از آن‌ها الگو می‌گیرم. در بعضی از موارد مثلاً می‌بینم که این شخص چه نقطهٔ قوتی دارد و در آن مسئله کار را به شکل خیلی خوب انجامش می‌دهد. شاید از او بپرسم و به کارش نگاه کنم و اگر لازم باشد آن ویژگی مثبت را از او یاد بگیرم. این یک مسئله است. پس بنابراین یکی مثلاً صبرش خیلی زیاد است و باحوصله برخورد می‌کند، یکی مطالب را خیلی خوب می‌بیند، یکی خیلی مثبت به قضیه نگاه می‌کند. یک کسی استقامت خیلی بالایی دارد و مسافت‌های خیلی زیادی را می‌رود و می‌آید. یکی گذشتش خیلی زیاد است، یکی چند تا از این‌ها را دارد.

این‌طور بگویم که خدا را شکر الگوهای خوبی در کنگره هستند و ما می‌توانیم از این افراد الگوبرداری کنیم.

 
یک الگوی خوب چه ملاک‌هایی دارد؟

ملاک نتیجهٔ کار و عملکردش است. درخت را از میوهٔ آن می‌شود فهمید. اگر محصول و میوه آن درخت خوب باشد و اگر دقت کنید می‌بینید که آن شخص هرجایی که می‌رود آبادانی به وجود می‌آورد و این یعنی چه؟ یعنی این‌که آن آدم حضور و وجودش برای آن مکان‌ها نقش مثبتی دارد که می‌توان از این قضیه نتیجه گرفت و استفاده کرد.

 
کدام گرایش‌ها را برای تحصیل در مقطع فوق‌لیسانس به‌عنوان انتخاب‌های اول خود انتخاب کرده‌اید؟

من رشته کاربردی خواندم و فیزیک چند تا گرایش دارد: هسته‌ای، اتمی مولکولی، جامد، نجومی، ذرات بنیادی و گرایش‌های دیگر دارد. این‌ها خیلی باهم فرق نمی‌کند و خیلی زیاد مهم نیست و شاید بگویم هفت هشت‌تا واحد با همدیگر فرق داشته باشد. گرایش من فیزیک کاربردی اتمی مولکولی و هسته‌ای بوده است.

 
ازنظر جنابعالی مؤلفه‌های مهم کنگره چیست؟

مهم‌ترین مؤلفه‌های کنگره 60 این است که بر پایهٔ یک دانش و یک اصول درستی بنا شده و شخصی که این پایه را بنا کرده است آقای مهندس دژاکام از دانش بسیاری بالایی برخوردار است. ایشان کسی بوده‌اند که تاریکی‌های زیادی را تجربه کرده و بعدازاین تاریکی خارج‌شده و از همان قوانینی که برای احیای خود استفاده کرده است. تخصص‌های دیگر هم داشته؛ مهندس برق بوده و ایشان خیلی اهل مطالعه بودند و رئیس شرکت بودند و دارای تجربیات اجتماعی و از همه این‌ها برای آن کار استفاده کرده است.

ویژگی‌هایش چیست؟ یکی این دانشش است و ویژگی مثبتش سرمایهٔ اجتماعی است و دیگر حسی که در انسان‌ها به وجود آورده و انسان‌هایی هستند که به‌طورکلی و عمومی حرف‌شنوی دارند و به دنبال ساختن و درست کردن هستند. آدم‌هایی هستند که بیشتر اهل آبادانی و درست کردن و از این قبیل هستند، یعنی این‌طور پرورش پیدا کرده‌اند که خدمت کنند و کار انجام بدهند و حرف‌شنوی داشته باشند و آموزش‌پذیر باشند. این ویژگی کنگره 60 است و تا موقعی که این خصلت آموزش‌پذیری و این خوی اهلی وجود داشته باشد، قضیه خوب پیش می‌رود. به نظر من مهم‌ترین ویژگی کنگره همین است.

 
جایگاه مؤثر و موفق کنگره را در مجامع خارج از کنگره چگونه ارزیابی می‌کنید؟

کنگره یک الگوی موفق است و یک الگویی است که نتیجهٔ خوبی داده و خاصیت آن‌هم این است که جواب قطعی برای درمان اعتیاد پیداکرده است که این ویژگی کنگره است. بقیه سیستم‌ها به این اعتقاد ندارند. خیلی از آن‌ها به این قضیه اعتقاد ندارند و راهی برای درمان نمی‌شناسند و می‌گویند مرموز و ناشناس است.

این‌طور می‌خواهم بگویم که حُسن کنگره این است که یک جواب کامل و کاربردی و قابل‌اجرا برای درمان اعتیاد و برای همهٔ انسان‌ها پیدا کرده است که ما می‌توانیم روی این قضیه تأکید کنیم. البته این به این معنی نیست که بقیه NGO ها کمک یا کار نمی‌کنند، آن‌ها هم دارند در این مسیر حرکت می‌کنند و نقش مثبت هم دارند.

 
نقش متد درمانی کنگره در شناسایی و درمان آسیب‌های روانی به چه اندازه است؟

در کنگره اول یک راه برای اعتیاد باز شد؛ اما هرچه گذشت یکسری بیماری‌های دیگر در کنارش درمان شد و شناخت انسان در آن مطرح شد و این دورنما را به وجود آورد که این دانش انشاءالله در ادامه با وجود محققین و پزشکان و دانشمندان و کسانی دیگر، با همان متد DST که کشف آقای مهندس دژاکام است؛ می‌تواند راه‌حل بسیاری از بیماری‌های سایکوسوماتیک یا روان‌تنی را ارائه کند.

 
پس از شناسایی آسیب‌ها نقشِ چه افرادی در ارائه راه‌کار برای حلِ این مسئله مهم‌تر است؟

در کنگره مثالی زده می‌شود که در همه‌جای دنیا یک نفر روان‌پزشک و روان‌شناس یک طناب را انداخته و می‌خواهد یک معتاد را بالا بکشد. در کنگره یک طناب را می‌اندازند و صد نفر این‌طرف آن را می‌کِشند و یک نفر را از اعتیاد بیرون می‌آورند. اولین و مهم‌ترین نقش با خود شخص است. بقیه مسائل می‌شود کمک؛ یعنی اگر این باشد، آن‌وقت آن‌ها وارد مدار می‌شوند. این‌طوری بگویم که مثل این است که این اگر روشن شد، آن‌ها روشن می‌شوند و اگر خاموش باشد و آن‌ها همه هم روشن باشند، هیچ نقشی ندارند. آن‌وقت مسئله بعدی می‌شود راهنما و ارتباطش با راهنمای خودش و لژیون، جلسات، پارک، ورزش و ... هرکدام تکه‌تکه می‌آیند و یک جای کار قرار می‌گیرند و این را می‌سازند و درستش می‌کنند و بعد هم‌سفرش نیز قطعاً نقش خواهد داشت، با آن محبتش و آن حسش در ادامه نقش خواهد داشت.

 
لطفاً در خاتمه اگر مطلبی برای خوانندگان دارید بفرمایید تا استفاده کنیم؟

بعضی وقت‌ها به‌هرحال در این مسیری که دارد طی می‌شود، ممکن است برای آدم سختی‌ها و دشواری‌های بسیاری پیش بیاید، هم برای مسافران و هم برای هم‌سفران. لحظاتی هست که ناامیدی به وجود می‌آید و لحظاتی هست که آدم خسته می‌شود و ممکن است دیگر توان ادامه نداشته باشد؛ اما اگر بتواند این گره را در درون خودش پیدا بکند و از این دانش و از آن مطالبی که راهنما یا استاد می‌گوید، سعی کند خوب استفاده کند و آن حس تسلیم و آموزش‌پذیری را در خودش تقویت کند، من فکر می‌کنم رفته‌رفته این سختی‌ها و دشواری‌ها کمتر می‌شود و این برای همه هست و باید به این شکل با این سختی‌ها و دشواری‌ها روبرو شویم. چون ما در تاریکی رفته‌ایم و خارج شدن از تاریکی یکسری بند است و تا یکی‌یکی باز شود و ما بتوانیم بیاییم بیرون زمان نیاز دارد و باید این ذهنیت را در این قضیه داشته باشیم.

 
گفتگو؛ همسفر وفا، لژیون خانم آنی کماندار (لژیون ششم(
همسفران نمایندگی آکادمی



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo